![]() |
![]() |
|
| دختری تنها اما عاشق |
|
ای یار و ای دلدار من در خوابی و بیدار من بس می کنی آزار من بر لب رسیده کار من با ما کمی دمساز باش بر دفترم آغاز باش لیکن کمی بی ناز باش ای دلبر عیار من در عشق تو درمانده ام از کوی عشقت رانده ام نام تو را بس خوانده ام نامت شده گفتار من اشکم شده چون در ناب یا اینکه گشته چون شراب گویی که هر شب وقت خواب اشکم شده غمخوار من بر گونه های زرد من اشکم چو شبنم بر چمن یا اینکه چون گل در درمن روئیده در رخسار من روز و شبم در کوی تو دائم بجویم بوی تو گویی که آن گیسوی تو گشته طناب دار من این است تمنای من آنکه به جان دردت خرید چون وقت هجرانت رسید یکدم بیا دیدار من شاید شبم روشن شود تک بوته ام گلشن شود وین پیرهن جوشن شود با دست آن گلنار من
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1386/12/08ساعت 0:47 توسط دختر تنها |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
سلام.
من یه دختر تنهام اما 4ساله که عاشقم. تو این وبلاگ می خوام تنهاییم با شما شریک شم و حرفی از عشقم بزنم چون کسی که عاشقشم حتی نخواست من رو بشناسه.شما هم برام دعا کنید تا به عشقم برسم. مطالب این وبلاگم تقدیم می کنم به: زهره و مشتری گم شده ام. ستاره غروب کرده ام. محراب دلم عبادتگاه جانم خورشید و ماهی که از آسمان عمرم رو به مغرب نهاد ولی هنوز ویران دلم به یادش چون آتشکده ای متروک است. شمعی که خاموش شد و شبستان جانم را برای همیشه تاریک گذاشت. امید من دیوانه توام افسونگر منی هر جا به هر زمان در خاطر منی |
| نوشته های پیشین |
|
12/21/2008 - 1/19/2009 4/20/2008 - 5/20/2008 3/20/2008 - 4/19/2008 2/20/2008 - 3/19/2008 1/21/2008 - 2/19/2008 |
|
RSS
|