![]() |
![]() |
|
| دختری تنها اما عاشق |
شبی گریم شبی نالم ز هجرت داد از این شبها به شبهای غمت درمانده ام فریاد از این شبها بود گر هر شبم زینسان بروز هجری آبستن مرا بس روزهای تیره خواهد زاد از این شبها بسم روز از غمت شبم شد بسم شب و روز من بی تو بسر بردم غمین زان روزها ناشاد از این شب ها چنین از دوریت هر شب در آب و آتشم دانم که خاک هستیم آخر رود بر باد از این شب ها با شک و آه چندم شمعسان هر شب سحر گردد نسیم مرگ کو تا سازم آزاد از این شبها |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1386/12/05ساعت 17:14 توسط دختر تنها |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
سلام.
من یه دختر تنهام اما 4ساله که عاشقم. تو این وبلاگ می خوام تنهاییم با شما شریک شم و حرفی از عشقم بزنم چون کسی که عاشقشم حتی نخواست من رو بشناسه.شما هم برام دعا کنید تا به عشقم برسم. مطالب این وبلاگم تقدیم می کنم به: زهره و مشتری گم شده ام. ستاره غروب کرده ام. محراب دلم عبادتگاه جانم خورشید و ماهی که از آسمان عمرم رو به مغرب نهاد ولی هنوز ویران دلم به یادش چون آتشکده ای متروک است. شمعی که خاموش شد و شبستان جانم را برای همیشه تاریک گذاشت. امید من دیوانه توام افسونگر منی هر جا به هر زمان در خاطر منی |
| نوشته های پیشین |
|
12/21/2008 - 1/19/2009 4/20/2008 - 5/20/2008 3/20/2008 - 4/19/2008 2/20/2008 - 3/19/2008 1/21/2008 - 2/19/2008 |
|
RSS
|