![]() |
![]() |
|
| دختری تنها اما عاشق |
|
زبانم را نمي فهمي ، نگاهم را نمي بيني ز اشكم بي خبر ماندي و آهم را نمي بيني سخن ها خفته در چشمم ، نگاهم صد زبان دارد سيه چشما ، مگر مرز نگاهم را نمي بيني سيه مژگان من ! موي سپيدم را نگاهي كن سپيد اندام من! روز سياهم را نمي بيني پريشانم ، دل مرگ آشيلنم را نمي جويي پشيمانم ، نگاه عذر خواهم را نمي بيني گناهم چيست جز عشق تو! روي از من چه مي پوشي مگر اي ماه ، چشم بي گناهم را نمي بيني |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1386/12/05ساعت 0:49 توسط دختر تنها |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
سلام.
من یه دختر تنهام اما 4ساله که عاشقم. تو این وبلاگ می خوام تنهاییم با شما شریک شم و حرفی از عشقم بزنم چون کسی که عاشقشم حتی نخواست من رو بشناسه.شما هم برام دعا کنید تا به عشقم برسم. مطالب این وبلاگم تقدیم می کنم به: زهره و مشتری گم شده ام. ستاره غروب کرده ام. محراب دلم عبادتگاه جانم خورشید و ماهی که از آسمان عمرم رو به مغرب نهاد ولی هنوز ویران دلم به یادش چون آتشکده ای متروک است. شمعی که خاموش شد و شبستان جانم را برای همیشه تاریک گذاشت. امید من دیوانه توام افسونگر منی هر جا به هر زمان در خاطر منی |
| نوشته های پیشین |
|
12/21/2008 - 1/19/2009 4/20/2008 - 5/20/2008 3/20/2008 - 4/19/2008 2/20/2008 - 3/19/2008 1/21/2008 - 2/19/2008 |
|
RSS
|