![]() |
![]() |
|
| دختری تنها اما عاشق |
|
ديشب مه من انجمن آراي كه بودي؟ خلقي به تو مجنون و تو ليلاي كه بودي؟ بردامن وصلت مه من دست كه آويخت؟ در گلشن عشرت گل رعناي كه بودي؟ آگه چو طبيب از دل بيمار كه گشتي؟ در تسليت خاطر شيداي كه بودي؟ من اشك نشان بودمت از غم تو نگفتي زان ذلف دو تا سلسله كه بودي؟ صابر بودم امروز دلت خرم و روشن دوش آينه دار رخ زيباي كه بودي؟ |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1386/12/01ساعت 17:4 توسط دختر تنها |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
سلام.
من یه دختر تنهام اما 4ساله که عاشقم. تو این وبلاگ می خوام تنهاییم با شما شریک شم و حرفی از عشقم بزنم چون کسی که عاشقشم حتی نخواست من رو بشناسه.شما هم برام دعا کنید تا به عشقم برسم. مطالب این وبلاگم تقدیم می کنم به: زهره و مشتری گم شده ام. ستاره غروب کرده ام. محراب دلم عبادتگاه جانم خورشید و ماهی که از آسمان عمرم رو به مغرب نهاد ولی هنوز ویران دلم به یادش چون آتشکده ای متروک است. شمعی که خاموش شد و شبستان جانم را برای همیشه تاریک گذاشت. امید من دیوانه توام افسونگر منی هر جا به هر زمان در خاطر منی |
| نوشته های پیشین |
|
12/21/2008 - 1/19/2009 4/20/2008 - 5/20/2008 3/20/2008 - 4/19/2008 2/20/2008 - 3/19/2008 1/21/2008 - 2/19/2008 |
|
RSS
|