![]() |
![]() |
|
| دختری تنها اما عاشق |
|
براي همه شما عزيزاي دلم سال خوبي رو آرزو مي كنم. بياين سال بعدمون با امسال فرق داشته باشه. بياين سعي كنيم و كاراي اشتباه سال 86 جبران كنيم. بياين خودمونو اصلاح كنيم و يه قدم بيشتر براي خوب بودن و خوب زيستن برداريم. بياين سعي كنيم تا دوست داشتن رو ياد بگيريم. بياين ياد بگيريم كه ادعامون نشه كه ادعامون نمي شه. بياين تا دلاي كسايي روكه دوسمون دارن نشكنيم و دلاي شكسته رو دوباره به هم بچسبونيم هر چند سخته ولي ممكنه. بياين غرور بي خودي رو كه تو وجودمونه كنار بزاريم و ياد بگيريم وقتي كسي صادقانه بهمون مي گه:«دوست دارم» با غرورمون پسش نزنيم چون ممكنه وقتي به خودمون بيايم كه ديگه خيلي ديره. خلاصه با اومدن بهار خيلي چيزا تازه ميشه: طبيعت ، سال ، ماه ، هواو.... ولي اين دوستياست كه كهنه تر ميشه و همين به همه تازگي ها مي ارزه.
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1386/12/29ساعت 20:24 توسط دختر تنها |
|
|
اگر زمین و انسان از میان رفته باشند و خورشید و کائنات از گردیدن باز ایستند و تو تنها بر جای مانی باز هر گونه وجودی در ذات تو متجلی می گردد |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1386/12/26ساعت 20:33 توسط دختر تنها |
|
|
زندگی زیباست زندگی آتشگهی دیرینه پا برجاست گر بیافروزیش رقص شعله اش در هر کران پیداست ورنه خاموش است و خاموشی گناه است
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1386/12/15ساعت 17:43 توسط دختر تنها |
|
|
حال كه تنها شده ام مي روي؟
واله و شيدا شده ام مي روي؟ حال كه غیر از تو ندارم كسي وين همه تنها شده ام مي روي؟ حال كه چون پيكر سوزان شمع شعله سراپا شده ام مي روي؟ حال كه همراه خراباتيان همدم صهبا شده ام مي روي؟ حال كه در وادي عشق و جنون وامق عذرا شده ام مي روي؟ حال كه در بحر تماشاي تو غرق تمنا شده ام مي روي؟ حال كه ناديده خريدار آن گوهر يكتا شده ام مي روي؟ اين همه رسوا تو مرا خواستي حال كه رسوا شده ام ميروي؟
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 1386/12/11ساعت 18:25 توسط دختر تنها |
|
پس چرا این همه دل منو می شکنی؟ مگه گناهم جز عشق تو چیه؟ آخه بابا بی توجهی و بی معرفتی هم یه اندازه ای داری؟ چرا دوست داری دلمو همیشه دریایی از خون کنی؟ از قلب شکسته و خسته من دیگه چی می خوای؟ منی که هرچی دارم و ندارم رو به خاطر یه نگاهت یا لبخندت می دم چی کار کنم که باورم کنی؟! |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1386/12/09ساعت 14:29 توسط دختر تنها |
|
|
روزی که به دیدار تو به کوی تو آیم باشد به خدا دیدن تو ذکرو دعایم عاشق شدن آسان ولی عشق چه مشکل از عهده آن من نتوانم که برایم پس ای عشق ممدی کن
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1386/12/08ساعت 16:45 توسط دختر تنها |
|
|
ای یار و ای دلدار من در خوابی و بیدار من بس می کنی آزار من بر لب رسیده کار من با ما کمی دمساز باش بر دفترم آغاز باش لیکن کمی بی ناز باش ای دلبر عیار من در عشق تو درمانده ام از کوی عشقت رانده ام نام تو را بس خوانده ام نامت شده گفتار من اشکم شده چون در ناب یا اینکه گشته چون شراب گویی که هر شب وقت خواب اشکم شده غمخوار من بر گونه های زرد من اشکم چو شبنم بر چمن یا اینکه چون گل در درمن روئیده در رخسار من روز و شبم در کوی تو دائم بجویم بوی تو گویی که آن گیسوی تو گشته طناب دار من این است تمنای من آنکه به جان دردت خرید چون وقت هجرانت رسید یکدم بیا دیدار من شاید شبم روشن شود تک بوته ام گلشن شود وین پیرهن جوشن شود با دست آن گلنار من
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1386/12/08ساعت 0:47 توسط دختر تنها |
|
|
ای تمام وجودم بی تو: دوست دارم همچو موجی در دل دریا بمیرم بشکفم چون لاله ای خوینن و در صحرا بمیرم اشک غلطان گردم و از دیده محنت بریزم خنده شمعی شوم در دامن شبها بمیرم عود باشم در میان مجمر حسرت بسوزم دانه ای اسپند گردم تا که بی پروا بمیرم چشمه مهتاب باشم پیکر شب را بشویم آذرخشی گردم و در گنبد مینا بمیرم یا بسایم بر ستیغ کوه شهید چون عنقسا یا چو زیبا مرغکی در گوشه ای تنها بمیرم |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1386/12/06ساعت 21:41 توسط دختر تنها |
|
شبی گریم شبی نالم ز هجرت داد از این شبها به شبهای غمت درمانده ام فریاد از این شبها بود گر هر شبم زینسان بروز هجری آبستن مرا بس روزهای تیره خواهد زاد از این شبها بسم روز از غمت شبم شد بسم شب و روز من بی تو بسر بردم غمین زان روزها ناشاد از این شب ها چنین از دوریت هر شب در آب و آتشم دانم که خاک هستیم آخر رود بر باد از این شب ها با شک و آه چندم شمعسان هر شب سحر گردد نسیم مرگ کو تا سازم آزاد از این شبها |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1386/12/05ساعت 17:14 توسط دختر تنها |
|
|
من بتو زنده ام و بی تو دلم خانه مرگست تو مرا گرمی عشقی تو مرا نور امیدی زندگی بی تو مرا نیست به جز شام سیاهی تو مرا پرتو مهری تو مرا بخت سپیدی |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1386/12/05ساعت 16:34 توسط دختر تنها |
|
|
تو نوشين لب ، همه نوشي ، به كام من نمي يايي تو مرغ عرش پروازي ، به دام من نمي يايي تو مهتاب مني ، اما به شام من نمي يايي تو خورشيد مني ، اما به من نمي يايي |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1386/12/05ساعت 0:52 توسط دختر تنها |
|
|
زبانم را نمي فهمي ، نگاهم را نمي بيني ز اشكم بي خبر ماندي و آهم را نمي بيني سخن ها خفته در چشمم ، نگاهم صد زبان دارد سيه چشما ، مگر مرز نگاهم را نمي بيني سيه مژگان من ! موي سپيدم را نگاهي كن سپيد اندام من! روز سياهم را نمي بيني پريشانم ، دل مرگ آشيلنم را نمي جويي پشيمانم ، نگاه عذر خواهم را نمي بيني گناهم چيست جز عشق تو! روي از من چه مي پوشي مگر اي ماه ، چشم بي گناهم را نمي بيني |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1386/12/05ساعت 0:49 توسط دختر تنها |
|
|
نمی گویم با اولین نگاه عاشق نشوید ولی برای بار دوم هم نگاه گنید.(ویکتورهوگو)
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 1386/12/04ساعت 17:57 توسط دختر تنها |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 1386/12/04ساعت 17:54 توسط دختر تنها |
|
|
قایقی خواهم ساخت، |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1386/12/04ساعت 17:50 توسط دختر تنها |
|
|
اي نازنين از عشق تو ديوانه ام ديوانه وز ديگران يكبارگي بيگانه ام بيگانه اين مردم عاقل نما بگذار و پيش من بيا من با همه ديوانگي فرزانه ام فرزانه دنبال دانايان مرو يار جهانجويان مشو من از حقيقت خوشترم افسانه ام افسانه از عطر و لطف و رنگ تو دل مي كند آهنگ تو تا جلوه چون كرده ام پروانه ام پروانه در داستان هاي كهن جاي تو باشد نزد من اي بهتر از گنج و گوهر ويرانه ام ويرانه هر لحظه اي بنوازمت و ز جان ، نثاري سازمت داني كه من در عاشقي جانانه ام جانانه نزديك خويشت خوانده ام ، در انتظارت مانده ام ديگر چرا در مي زني؟ در خانه ام در خانه ام |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1386/12/01ساعت 17:30 توسط دختر تنها |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1386/12/01ساعت 17:18 توسط دختر تنها |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1386/12/01ساعت 17:14 توسط دختر تنها |
|
|
ديشب مه من انجمن آراي كه بودي؟ خلقي به تو مجنون و تو ليلاي كه بودي؟ بردامن وصلت مه من دست كه آويخت؟ در گلشن عشرت گل رعناي كه بودي؟ آگه چو طبيب از دل بيمار كه گشتي؟ در تسليت خاطر شيداي كه بودي؟ من اشك نشان بودمت از غم تو نگفتي زان ذلف دو تا سلسله كه بودي؟ صابر بودم امروز دلت خرم و روشن دوش آينه دار رخ زيباي كه بودي؟ |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1386/12/01ساعت 17:4 توسط دختر تنها |
|
|
رفتي از چشمم و دل محو تماشاست هنوز عكس روي تو در اين آينه پيداست هنوز هركه در سينه دلي داشت به دلداري داد دل نفرين شده ماست كه تنهاست هنوز در دلم عشق تو چون شمع به خلوتگه راز در سرم شور تو چون باده به ميناست هنوز گرچه امروز من آينه فرداي من است دل ديوانه در انديشه فرداست هنوز عشق آمد به دل و شور قيامت برخاست زندگي طي شد و اين معركه برپاست هنوز لب فروبسته ام از شرم و زبان نگهم پيش چشمان سخنگوي تو گوياست هنوز نظر یادتون نره. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 1386/12/01ساعت 17:2 توسط دختر تنها |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
سلام.
من یه دختر تنهام اما 4ساله که عاشقم. تو این وبلاگ می خوام تنهاییم با شما شریک شم و حرفی از عشقم بزنم چون کسی که عاشقشم حتی نخواست من رو بشناسه.شما هم برام دعا کنید تا به عشقم برسم. مطالب این وبلاگم تقدیم می کنم به: زهره و مشتری گم شده ام. ستاره غروب کرده ام. محراب دلم عبادتگاه جانم خورشید و ماهی که از آسمان عمرم رو به مغرب نهاد ولی هنوز ویران دلم به یادش چون آتشکده ای متروک است. شمعی که خاموش شد و شبستان جانم را برای همیشه تاریک گذاشت. امید من دیوانه توام افسونگر منی هر جا به هر زمان در خاطر منی |
| نوشته های پیشین |
|
12/21/2008 - 1/19/2009 4/20/2008 - 5/20/2008 3/20/2008 - 4/19/2008 2/20/2008 - 3/19/2008 1/21/2008 - 2/19/2008 |
|
RSS
|